بد خواستن برای مومن

از دانشنامه‌ی اسلامی

«بد خواستن برای مؤمن» یکی از صفات ناپسند است که باعث قطع ولایت و وابستگى به آن مؤمن مى ‌شود و گرفتار همان بدى که براى او درخواست کرده مى‌ گردد. در روایات از بدخواهی برای دیگران به ویژه مؤمنین، به شدت منع شده است.

نکوهش بدخواهی برای مؤمن

۱. أَبُوعَلِی الْأَشْعَرِی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیلِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام یقُولُ إِذَا قَالَ الرَّجُلُ لِأَخِیهِ الْمُؤْمِنِ أُفٍّ خَرَجَ مِنْ وَلَایتِهِ وَ إِذَا قَالَ أَنْتَ عَدُوِّى کفَرَ أَحَدُهُمَا وَ لَایقْبَلُ اللَّهُ مِنْ مُؤْمِنٍ عَمَلًا وَ هُوَ مُضْمِرٌ عَلَى أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ سُوءاً؛ ابوحمزه گوید شنیدم امام صادق علیه السلام مى فرمود: هنگامی که مردى به برادر مومن خود "اُفّ" (کلامی از روی خشم) بگوید، از پیوند (دینى) با او بیرون رفته، و هرگاه به او بگوید تو دشمن منى، یکى از آن دو کافر شده اند، و خداوند از هر مومنى که نیت بد نسبت به برادر مومنش در دل دارد هیچ عملى را نپذیرید.

۲. عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی بْنِ فَضَّالٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِی عَنْ أَبَانِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِک عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ لَاتُبْدِی الشَّمَاتَةَ لِأَخِیک فَیرْحَمَهُ اللَّهُ وَ یصَیرَهَا بِک وَ قَالَ مَنْ شَمِتَ بِمُصِیبَةٍ نَزَلَتْ بِأَخِیهِ لَمْ یخْرُجْ مِنَ الدُّنْیا حَتَّى یفْتَتَنَ؛ ابان بن عبدالملک از امام صادق علیه السلام نقل کند که آن حضرت فرمود: در گرفتارى برادر (دینى) خود اظهار شادى و شماتت مکن (زیرا چه بسا) خداوند به او ترحم کند و آن گرفتارى را به سوى تو بگرداند. هر کس به مصیبتى که به برادر (دینیش) رسیده شادکام شود از دنیا نرود تا خودش گرفتار آن شود.

مرحوم مجلسى در شرح حدیث گوید: «شماتت»، شادى به گرفتارى و بلاى دشمن است و گفته است: «افتتن»، یعنى به فتنه‌ اى گرفتار شد که عقلش یا مالش از میان رفت. و همانا از اظهار شادى نهى کرده است براى آن که بسا بر اثر دشمنى بى ‌اختیار شادى به دل آید و تکلیف برخلاف آن بر عامه مردم سخت و دشوار است و منافى با شریعت سهل است. و اظهار گاهى به کردار است چون اظهار سرور و شادى و خندیدن در مصیبت طرف و فقد او و گاهى به گفتار است چون استهزاء و مسخره کردن. و عقوبتش در دنیا این است که خدا او را به مانند آن گرفتار مى‌کند براى انتقام ‌جوئى نسبت به مؤمن.

۳. مُحَمَّدُ بْنُ یحْیى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ لِى أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام مَنْ رَوَى عَلَى مُؤْمِنٍ رِوَایةً یرِیدُ بِهَا شَینَهُ وَ هَدْمَ مُرُوءَتِهِ لِیسْقُطَ مِنْ أَعْینِ النَّاسِ أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنْ وَلَایتِهِ إِلَى وَلَایةِ الشَّیطَانِ فَلَا یقْبَلُهُ الشَّیطَانُ؛ مفضل بن عمر گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: هر که بر ضرر مؤمن داستانى بگوید و قصدش عیب او و ریختن آبرویش باشد که از چشم مردم بیفتد خداوند او را از دوستى خود بدوستى شیطان براند و شیطان هم او را نپذیرد.

مرحوم مجلسى در شرح این حدیث می گوید: «من روى على مؤمن» یعنى حکایتى گوید که دلالت بر ضعف عقل و سستى رأى او دارد، چنانچه اکثر گفته‌ اند، و محتمل است حکایت کردار هم در آن داخل باشد.

۴. عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یونُسَ عَنِ الْحُسَینِ بْنِ مُخْتَارٍ عَنْ زَیدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فِیمَا جَاءَ فِى الْحَدِیثِ عَوْرَةُ الْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ حَرَامٌ قَالَ مَا هُوَ أَنْ ینْکشِفَ فَتَرَى مِنْهُ شَیئاً إِنَّمَا هُوَ أَنْ تَرْوِی عَلَیهِ أَوْ تَعِیبَهُ؛ از زید روایت شده است که امام صادق علیه السلام درباره این که در حدیث آمده: (عورت مؤمن بر مؤمن حرام است) فرمود: این نیست که مؤمن برهنه شود و تو از او چیزى ببینى. همانا مقصود این است که بضرر او داستانى بگوئى یا نسبت عیب به او دهى.

۵. مُحَمَّدُ بْنُ یحْیى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ أَبِی حَفْصٍ الْأَعْشَى عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله مَنْ سَعَى فِى حَاجَةٍ لِأَخِیهِ فَلَمْ ینْصَحْهُ فَقَدْ خَانَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ؛ ابوحفص اعشى گوید: شنیدم از امام صادق علیه السلام که مى فرمود: رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: هر که دنبال انجام حاجت برادر دینى خود رود ولى خیر اندیشى براى او نکند به خدا و رسولش خیانت کرده است.

مجلسى رحمة الله علیه: «فلم ینصحه» یعنى تلاش نکند براى انجام آن حاجت و غرضش برآورده شدن آن نباشد. راغب گفته: نصح، دقت در گفتار یا کردار صلاح آور است و در اصل خلاف دغلى است.

۶. عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْأَنْصَارِی عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِى عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله مَنْ نَظَرَ إِلَى مُؤْمِنٍ نَظْرَةً لِیخِیفَهُ بِهَا أَخَافَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یوْمَ لَاظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ؛ حضرت صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرموده است: هر که به مؤمنى نگاه کند نگاهى که او را به آن بترساند، خداى عزوجل در روزی که سایه (رحمت و پناهگاهى) جز سایه (رحمت) او نیست او را بترساند.

۷. عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ مَنْ أَعَانَ عَلَى مُؤْمِنٍ بِشَطْرِ کلِمَةٍ لَقِی اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یوْمَ الْقِیامَةِ مَکتُوبٌ بَینَ عَینَیهِ آیسٌ مِنْ رَحْمَتِی؛ حضرت صادق علیه السلام فرمود: هر که به کلمه کوتاهی بر ضرر مؤمنى اقدام کند، روز قیامت خداى عزوجل را دیدار کند و میان دو چشمش ‍ نوشته شده: نا امید است از رحمت من. (اگر براى مؤمنى فرد مسئول او حرفى بزند که آن مؤمن در مشکلات قرار گیرد).

۸. عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ الْخَفَّافِ عَنْ بَعْضِ الْکوفِیینَ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ مَنْ رَوَّعَ مُؤْمِناً بِسُلْطَانٍ لِیصِیبَهُ مِنْهُ مَکرُوهٌ فَلَمْ یصِبْهُ فَهُوَ فِى النَّارِ وَ مَنْ رَوَّعَ مُؤْمِناً بِسُلْطَانٍ لِیصِیبَهُ مِنْهُ مَکرُوهٌ فَأَصَابَهُ فَهُوَ مَعَ فِرْعَوْنَ وَ آلِ فِرْعَوْنَ فِى النَّارِ؛ حضرت صادق علیه السلام فرمود: کسى که مؤمنى را از سلطانى بترساند باینکه از جانب آن سلطان بدى باو می رسد و نرسد، او در آتش است، و اگر بترساند او را باینکه از سلطانى باو بدى می رسد و برسد، با فرعون و پیروان فرعون در آتش است.

پرهیز از بدخواهی برای مؤمن

۱. یا بُنَی اجْعَلْ نَفْسَک مِیزَاناً فِیمَا بَینَک وَ بَینَ غَیرِک فَأَحْبِبْ لِغَیرِک مَا تُحِبُّ لِنَفْسِک وَ اکرَهْ لَهُ مَا تَکرَهُ لَهَا وَ لَا تَظْلِمْ کمَا لَا تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ وَ أَحْسِنْ کمَا تُحِبُّ أَنْ یحْسَنَ إِلَیک وَ اسْتَقْبِحْ مِنْ نَفْسِک مَا تَسْتَقْبِحُهُ مِنْ غَیرِک وَ ارْضَ مِنَ النَّاسِ بِمَا تَرْضَاهُ لَهُمْ مِنْ نَفْسِک؛ امام علی علیه السلام در توصیه به فرزند گرامیش امام حسن علیه السلام می‌فرماید: ای پسرم! نفس خودت را میزان میان خود و دیگران قرار ده، پس آنچه را برای خود دوست داری برای دیگران نیز دوست بدار، و آنچه را که برای خود نمی پسندی، برای دیگران مپسند، ستم روا مدار، آنگونه که دوست نداری به تو ستم شود، نیکوکار باش، آنگونه که دوست داری به تو نیکی کنند، و آنچه را که برای دیگران زشت می شماری برای خود نیز زشت بشمار، و چیزی را برای مردم بخواه که برای خود می پسندی.

۲. عَنْ أَبِى عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فِى کلَامٍ لَهُ ضَعْ أَمْرَ أَخِیک عَلَى أَحْسَنِهِ حَتَّى یأْتِیک مَا یغْلِبُک مِنْهُ وَ لَاتَظُنَّنَّ بِکلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَخِیک سُوءاً وَ أَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِى الْخَیرِ مَحْمِلًا؛ از امام صادق علیه السلام روایت شده که امیرالمؤمنین علیه السلام در ضمن سخنى فرمود: هر کار (که از) برادر دینى خود (سرزند آن) را به بهترین وجه آن حمل کن، تا کارى کند که راه توجیه را بر تو ببندد و هیچگاه به سخنی که از (دهان) برادرت بیرون آید گمان بد مبر، در صورتی که براى آن سخن محمل خوبى می یابى.

مجلسى رحمة الله علیه: «ضع امر اخیک» یعنى هر گفتار و کردارى که از برادرت صادر شود آن را حمل بر وجه احسن کن گرچه به ظاهر خوب نباشد و از آن بازرسى مکن تا دلیلى قطعى و مانع تأویل به دست تو آید زیرا گمان بسا خطا باشد و وارسى هم غدقن است چنانچه خدا فرموده است: «به راستى بعضى گمان‌ ها گناه است» و سپس فرمود: «وارسى نکنید». این جمله در نهج البلاغه از آن حضرت نقل شده است و حاصلش این است که: هرگاه کلمه ‌اى که دو توجیه دارد از او صادر شود بر تو لازم است که آن را به خوبى تفسیر کنى گرچه معنى مجازى باشد یا به کنایه و توریه بر آن دلالت کند و قرینه هم نباشد خصوصا اگر خودش مدعى شود که همان معنا را قصد کرده است. تا آن که فرماید: بدان که چنان چه حرام است بدگوئى درباره مؤمن و زبان درازى به بدگوئى، همچنان حرام است بدگمانى و حدیث نفس بدان، و مقصود از بدگمانى حرام این است که پیش خود او را بد داند بى ‌دلیل قطعى و اما مجرد خطور در دل و تردید که اختیارى نیست عفو شده است، خدا فرموده است: «از بسیار گمان‌ ها کناره کنید، به راستى برخى گمان ‌ها گناه است» و نباید که تو درباره دیگرى معتقد به بدى باشى مگر آن که به طور عیان بدى او بر تو کشف شود و قابل تأویل نباشد و بسا که شیطان گمان بد را به دلت اندازد و باید او را تکذیب کنى زیرا او فاسق ترین فاسقان است.

پانویس

  1. اصول کافى، جلد ۴، صفحه ۶۵، روایة: ۸.
  2. اصول کافى، جلد ۴، صفحه ۶۳، روایة: ۱.
  3. اصول کافى، جلد ۴، صفحه ۶۲ روایة: ۱.
  4. اصول کافى، جلد ۴، صفحه ۶۳، روایة: ۳.
  5. اصول کافى، جلد ۴، صفحه ۶۷، روایة: ۱.
  6. اصول کافى، جلد ۴، صفحه ۷۴، روایة: ۱.
  7. اصول کافى، جلد ۴، صفحه ۷۵، روایة: ۳.
  8. اصول کافى، جلد ۴، صفحه ۷۵، روایة: ۲.
  9. نهج البلاغه، نامه ۳۱.
  10. اصول کافى، جلد ۴، صفحه ۶۶، روایة: ۳.

منابع